یادداشت!
هدیه ی تولد وبلاگ من همین است. دوست داشتنی و دوست داشتنی! از طرف يك دوست!
"اندر باب وبلاگ نوشتن، سخن را به درازا می كشاند، در حالی كه رسم اين وبلاگ مينيمال نويسی ست، نه پر كردن صفحه ی سفيد با كلمات چرك سياه!
چه مي توان كرد براي تولد يك صفحه مجازی؟ جز يادداشتی كوتاه از برداشت های يك خواننده ی كاملاْ معمولی از يك وبلاگ.
«تيرمن!» نامی بود بالای كامنت هايی كه زيرش هيچ لينكی ديده نمی شد، تا اين كه لينك وبلاگ در گوشه ی وبلاگ دوستی به چشمم خورد و پسربچه ای در دنيای مجازی برايم زاده شد. جالب اين كه اسم وبلاگ، اسم نويسنده و آدرس وبلاگ يكی بود.
تيرمن به لينك حساسيت دارد، به تكراری شدن هم همين طور.
حرف ها را در مينيمال خلاصه می كند و از آنچه می خواهد بگويد چيزی جا نمی ماند. انگار راهی از دل به مغزش كشيده است و هر چه در دل دارد به مغز می برد و فشرده اش می كرد و اندكی نمك خلاقيت هم چاشنی اش می شد و به همان ترفند مخاطب را به خواندن وا می داشت.
عكس نوشت هايش تنها يكی از اركان جذابيت اين جاست.
عكس هايی از يك عكاس خوش ذوق كه قدر خودش را زياد نمي داند.
انتخاب برچسب ها، اسم های كوتاه و صريح ،قالبی كه با زحمات شبانه روزی درست شده، و پشت همه ی اين ها نويسنده، طراح، عكاس وبلاگ از جاذبه های توريستی اين جاست.
جايی كه صاحبش زياد هم از مخاطب خوشش نمي آيد .
پس ای مرد تير، اگر مخاطب نمی خواهی، جذابيت و تازگی ها را از بين ببر لطفاْ!"
پی نوشت
_ این اولین یادداشت برای تیرمن نیست. اولی را خوب به خاطر دارم که هم جایی در وبلاگستان پست شد و هم اصل اصلش به دستم رسید. وای که چقدر چسبید!؟
_ کاملاْ مشهود است که دوست تیرمن گاهی از آرایه ی «مبالغه» استفاده کرده است.
_ توصیه ی نویسنده ی یادداشت: "چون این جا ایران است بی نام بچسبانید در وبلاگ"